محمد على مجاهدى
215
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
تدريجى اين سبك شعرى هستيم ، ولى اين نهضت ادبى هم كه پس از طى چند مرحله تصور مىرفت به كمال خود نزديك شده است ، در پايان دورهء قاجاريه و در عصر مشروطه زوال تدريجى خود را رقم زد و شعراى اين دوره با پيروى از ميرزا ابو القاسم قائم مقام فراهانى ( 1193 - 1251 ) كه بانى سبك سادهنويسى و سادهسرايى در دو رشتهء نثر و نظم بود ، مكتب نوينى را پى نهادند كه تا زمانهء ما استمرار يافته است ، ولى اين بدان معنى نيست كه پس از حزين لاهيجى ديگر هيچ شاعرى به سراغ سبك اصفهانى نرفته باشد ، بلكه حسينعلى بيك ( شرر ) بيگدلى كه پدرش ، آذر ، از بانيان نهضت بازگشت ادبى بود از سبك اصفهانى پيروى مىكرد ! و در زمانهء ما نيز غزلسرايان نامدارى همچون اميرى فيروزكوهى ، خوشدل تهرانى ، غلامرضا قدسى مشهدى ، محمد قهرمان و ذبيح اللّه صاحبكار و ديگران از همين سبك و سياق شعرى پيروى كرده و مىكنند . دامنهء تأثير آثار عاشورايى حزين لاهيجى مانند ديگر شاعران نامدار سبك اصفهانى - كه در اين تذكره به مناسبت از آنان ياد كردهايم - در شعر آيينى داراى آثار منظوم بلندى است و تركيب هفت بند عاشورايى او نيز كه هر بند آن در هشت بيت سامان يافته از نمونههاى موفق شعر عاشورايى در سبك اصفهانى به شمار مىرود . برگزيده آثار عاشورايى از حزين لاهيجى جز تركيببند عاشورايى او ، اثر عاشورايى ديگرى در دست نيست ، لذا به نقل آن بسنده مىكنيم : طوفان خون ز چشم جهان جوش مىزند * بر چرخ ، نخل ماتميان دوش مىزند يا رب ! شب مصيبت آرامسوز كيست * امشب ، كه برق آه رهِ هوش مىزند ؟ روشن نشد كه روز سياه عزاى كيست * صبحى كه دم ز شام سيهپوش مىزند ؟ ايا غم كه ، تنگ كشيده است در كنار * چاك دلم ، كه خندهء آغوش مىزند ؟ بىهوشداروى دل غمديدگان بود * آبى كه اشك بر رخ مدهوش مىزند